گروه زیست شناسی

سازمان آموزش و پرورش استان آذربایجان غربی

سطوح ششگانه

حیطه شناختی هدف کلی آموزشی (نتایج یادگیری)

فعل های رفتاری(بصورت حال ساده و سوم شخص)

دانش

اصطلاحات متداول را می داند

مفاهیم اساسی را می داند

روش ها را می داند

تعریف می کند- توصیف می کند- مشخص می کند- فهرست می کند – نام می برد- تکرارمی کند – بیان می کند – جود می کند – نسخه برداری می کند

درک و فهم

اصول را می فهمد

تئوری ها را می فهمد

قوانین را می فهمد

مثال می زند- حلل می کند – ترجمه می کند – تمیز می دهد – تخمین می زند – توضیح می رهد – بسط می دهد – تعمیم می دهد – بازنویسی می کند –

خلاصه می کند – پیش بینی می کند.

کاربرد

مفاهیم و اصول را در موقعیت جدید به کار می برد

قوانین و نظریه ها را در موقعیت های عملی بکار می گیرد

تغییر می دهد – محاسبه می کند – نمایش می دهد- کشف می کند – اندازه گیری می کند – کنترل می کند

تجزیه و تحلیل

ساختار یک اثر هنی را تجزیه و تحلیل می کند

جداول و نمودار هار را تجزیه و تحلیل می کند

یک متن ادبی را تجزیه و تحلیل می کند

به اجزا تقسیم می کند – با نمودار نشان می دهد – مجزا می کند – تجزیه می کند – تفکیک می کند – هجی می کند

ترکیب

            اصول و قواعد را با یکدیگر ترکیب می کند

طرح جدیدی ابدا می کند

مطالب را بایکدیگر ترکیب می کند

طبقه بندی می کند – درهم می آمیزد – انشاء میکند – بازنویسی می کند – سخنرانی می کند – داستان می نویسد – شعر می سراید- تجدید سازمان می کند – مدون می کند – نمدار تهیه می کند – گروه بندی می کند

ارزشیابی

یک اثر هنری را ارزشیابی می کند

دوش های تدریس را ارزشیابی می کند

قوانین یادگیری را ارزشیابی می کند

ارزیابی می کند – مقایسه می کند – نتیجه گیری می کند – انتقاد می کند –- ربط می دهد – قضاوت می کند – داوری می کند.

 

طبقات (سطوح )حیطه شناختی

قضاوت و ارزشیابی:ارزشیابی، قضاوت و یا اتخاب بر اساس معیارهای علمی و عقلی

 

ترکیب : ترکیب قسمت های مختلف ، حاصل از تجربات و یتادگیری های گذشته و ارائه یک کل جدید و مناسب

 

تجزیه و تحلیل:تقسیم یک موضوع ، مطلب یا پدیده به اجزاء تشکیل دهنده آن ، پی بردن به روابط بین اجزا و نحوه ی سازمان یافتن آن

 

کاربرد :کاربرد انچه یاد گرفته در موقعیت جدید

 

فهم: ترجمه ، تفسیر ، خلاصه کردن مطالب ، بیان آنچه فرد به خاطر سپرده از زبان خود.

 

دانش: کسب دانش و معلومات ، یادآوری و بازشناسی آنچه فرد قبلاً به خاطر شپرده است.

حیطه عاطفی :

شامل رفتارهایی است که به علایق ، احساسات ، ارزش ها ، اخلاقیات و عواطف مربوط می شودو سطوح آن عبارتند از : توجه کردن ، واکنش نشان دادن ، ارزش گذاری ، سازمان بندی کردن ، متبلور ساختن.

سطح توجه (دریافت) : در این سطح منظور این است که فرد نسبت به وجود پدیده ها یا محرکات اگاه و حساس بوده و مایل به دریافت یا توجه به آنها می باشد. مانندمحترمانه به سخنرانی دیگران گوش کردن ، اگاهی از جنبه های زیبایی در پوشاک یا مبلمان  و میل به دیدن سطحی آنها ، پذیرش تفاوت های فرهنگی در میان مردم

واکنش نشان دادن (پاسخ): در سطح واکنش از توجه صرف  عبور کرده و به اندازه لازم نسبت به پدیده انگیزه پیدا کرده است و درواقع توجه او فعالانه و عمیق شده است  مانند میل شدید به عمل کردن به توصیه های بهداشتی، جستجوی داوطلبانه کتاب های مورد دلخواه ، با شوق و ذوق به دیدن مبلمان رفتن گویی که در آستانه خرید هستم. در این سطح واکنش ها ممکن است اجباری ، داوطلبانه و داوطلبانه همراه با پشتوانه عاطفی بالا باشد.

ارزش گذاری (درونی کردن ارزش ها یا تمیلات یا میل ها ) : در این مرحله فرد به پدیده توجه دارد ، میل شدید نسبت به پذیرش آن در او بوجود آمده است و آن را می پذیرد یا درونی می کند. به عقیده او تبدیل می شود رعایت نکات بهداشتی را ارزشمند می داند و آن را درونی می کند و خود را مقید به رعایت آنها می داند. یا رشد احساسات نوع دوستی نسبت به گروه های اجتماعی با خرده فرهنگ های متفاوت .

سازمان بندی کردن ارزش ها یا تمایلات : ادغام کردن ارزشهای درونی شده با همدیگر توسط فراگیر ، سازمان بندی انها ، رفع تعارضات بین آنها و رسیدن به یک قالب یا نظام ارزشی منسجم

و پایدار ، بزبان دیگر آن گونه تمایل پیداکردن و پذیرفتن که خود را به آن مسلح می کند.مانند میل به برنامه ریزی نمودن برای تنظیم کردن زمان استراحت و فعالیت های آموزشی ، داوری نسبت به مسؤلیت جامعه  در مورد حفظ و حراست از نیروهای انسانی و مادی

متبلور ساختن ارزش ها (تمیلات درونی شده ): در این مرحله ارزش های درونی شده و سازمان یافته ، در رفتار فرد انعکاس می یابندو نظام ارزشی که فری آن را در درون خود سازمان داده است به فلسفه زندگی او تبدیل می شود  یعنی انچه را که آموخت ، میل اولیه پیدا کرد ، با علاقه مندی جویای آنها شد و انه را درونی کرد و دیگر تمایلات خود ادغام نمود ، رفع تعا رض کرد و به نظام ارزشی منسجمی رسید، حال این ارزش های قالب گرفته در شخصیت او و در فلسفه زندگی او متبلور یا نمایان می شوند. مانند اعتماد فزاینده به روش علمی برای بررسی مسائل جامعه و…

 سطوح حیطه عاطفی

متبلور ساختن ارزش ها (تمیلات درونی شده ):

انعکاس یافتن یک ارزش یا مجموعه ای از ارزش ها بطور دائمی در رفتار فرد، تبلور ارزش ها در شخصیت و در آمدن آنها به صورت فلسفه زندگی

 

سازمان بندی کردن ارزش ها یا تمایلات :

ادغام ارزش های مختلف ، رفع تعارضات میان آنها ، ایجاد یک نظام ارزشی منسجم و پایدار

 

ارزش گذاری (درونی کردن ارزش ها یا تمیلات یا میل ها )

درونی کردن ارزش های معین ، رفتار یادگیرنده حاکی از یک عقیده یا گرایش است .

 

واکنش نشان دادن (پاسخ):

پاسخ دادن  بطور فعال و احسای رضایتمندی در انجام یک فعل

 

توجه (دریافت): آگاهی و توجه سطحی یا غیر فعال نسبت به یک پدیده یا محرک

نمونه هدف های کلی آموزشی و فعل های رفتاری هر طبقه در حیطه عاطفی

سطوح ششگانه

هدف های تربیتی

فعل های رفتاری

دریافت (توجه)

نسبت به اهمیت یادگیری تمایل نشان دهد

با دقت به فعالیت های کلاس توجه کند

می پرسد ، انتخاب می کند ، دنبال می کند ، گوش می کند ، سؤال می کند

واکنش

از مطالعه لذت می برد

برای انجام کارهای ویژه داوطلب می شود

موافقت می کند ، کمک می کند ، پاسخ می دهد

ارزش گذاری

به نقش معلم در زندگی روزمره ارج می نهد

نسبت به پیشرفت جامعه احساس تعهد می کند

پیشقدم می شود ، تحسین می کند ، تشکر می کند ، دعوت می کند

سازمان بندی ارزش ها

نقش برنامه ریزی منظم در حل مسائل را می شناسد.

مطابق علایق ، توانایی ها و اعتقادات خویش برنامه ای برای زندگی خود تنظیم می کند.

صرفداری می کند ، اصلاح می کند ، منظم می کند ، تعمیم می دهد ، تعدیل می کند

تبلور ارزش ها

            برای انجام کار مستقل از خود اعتماد به نفس نشان می دهد.

عادات خوب بهداشتی را حفظ می کند

تحت نفوذ قرار می دهد ، ممیزی می کند، خدمت می کند، تجدید نظر می کند.

 

 

 

 

حیطه روانی – حرکت

حیطه روانی حرکتی آن بخش از هدف های آموزشی را شامل می شود که در جهت افزایش توانایی های عضلات و ایجاد هماهنگی بین آنها. به زبان دیگر این بخش از هدف های آموزشی  به گونه ای است که انجام آنها نیازمند همکاری اعصاب (سیستم عصبی) و ماهیچه هاست. مهارت هایی مانند : نوشتن ، دویدن ، خیاطی کردن ، رانندگی کردن ، کار آزمایشگاهی انجام دادن ، نقاشی کردن و…   سطوح آن عبارتند از : مشاهده و تقلیدکردن ، مستقل اجرا کردن ، دقت کردن همراه با سرعت ، با هماهنگی انجام دادن ، عادی شدن.

 مشاهده وتقلیدکردن:

حالتی است که که فرد بدون کمک و راهنمایی دیگران نمی تواند کاری را که جنبه حرکتی دارد درست انجام دهد . اما او می تواند با مشاهده ی مراحل مختلف یک مهارت که توسط مربی انجام می شود، تقلید نموده و آن را انجام دهد.

مستقل اجرا کردن

در این مرحله سطح یادگیری از مرحله قبلی مقداری بالاتر است و میزان وابستگی یادگیرنده به مربی بسیار ناچیز است . اما نظارت و هدایت مربی ادامه دارد. به زبان ساده تر انجام عمل بدون وابستگی به مربی اما با نظارت او .

دقت کردن همراه با سرعت

در این مرحله فراگیر کار را با سرعت و ظرافت بیشتر از مرحله قبل انجام می دهد ، اشتباهات خود را کاهش می دهد  اما نظارت و راهنمایی مربی همچنان کارساز است، این مرحله در واقع انجام عمل با سرعت و رقت بیشتر از مرحله قبل اما همچنان با نقش داشتن مربی در انجام کار.

 با هماهنگی انجام دادن (هماهنگی حرکات)

هماهنگی حرکات ، یعنی برقراری هماهنگی بین مجموعه ای از اعمال ، بارعایت نظم و کارایی لازم .در این سطح از یادگیری فراگیر توانایی انجام دادن هماهنگ چندین حرکت را بطور همزمان دارد. مثلاً در حالی که متنی را می خواند، بدون نگاه کردن به دکمه های کیبورد کامپیوتر ، تایپ می کند. درواقع ایجاد هماهنگی بین مجموعه ای از اعمال مرتبط است.

عادی شدن:

در این سطح فراگیر بطور خودکار به انجام کار یا فعالیت مورد نظر به راحتی و عادی می پردازد. مانند رانندگی کردن بطور عادی و انجام عملیات لازم به اقتضائ شرایط به صورت خودکار

طبقات اصلی در حیطه مهارتی – حرکتی

عادی شدن : انجام دادن اعمال به طور موزون و دقیق ، به راحتیو به صورت عادی

 

هماهنگی حرکات : ایجاد هماهنگی بین مجموعه ای از اعمال مرتبط

 

سرعت و دقت : انجام عمل با سرعت و دقتی بیشر از مرحله پیش اما با نضارت مربی

 

اجرای مستقل :انجام عمل بدون  وابستگی به مربی  ولی بانظارت وی

 

مشاهده و تقلید : مشاهده مراحل مختلف یک مهارت که توسط مربی انجام می شود ، تقلید نحوه انجام آن

 

 

 

 

 

 

نمونه هدف های کلی آموزشی و فعل های رفتاری هر طبقه در حیطه مهارتی

سطوح ششگانه

هدف های تربیتی

فعل های رفتاری

تقلید

با کمک استاد کار تراشکاری می کند

از حیث جسمی برای تراشکاری آمادگی دارد

تمرین می کند ، اشتباه خود را رفع می کند ، بسته بندی می کند و..

اجرای مستقل

با اتکا بیشتر به خود نسبت تراشکاری می کند

به تنهایی نقاشی ساختمان را انجام می دهد .

رنگ می کند ، اره می کند، می بافد ، مسواک می زند ، ناخن می گیرد.

سرعت و دقت

با دقت وسرعت جوشکاری می کند

با دقت رادیو را تعمیر می کند

گچ کار می کند ، سیم کشی می کند ، تعمیر می کند.

هماهنگی حرکات

با هماهنگی چشم و دست مجسمه می سازد

با هماهنگی چشم و دست چکش زنی می کند.

دوچرخه سواری می کند ، تیر اندازی می کند.

با چرخ خیاطی می دوزد.

عادی شدن

با مهارت رانندگی می کند

با مهارت قالی می بافد

همزمان ترمز و کلاچ را فشار می دهد ، با مهارت خیاطی می کند، با مهارت تعمیر می کند.

موضوعات: طرح درس نویسی

ديدگاه ها غير فعال شده اند