گروه زیست شناسی

سازمان آموزش و پرورش استان آذربایجان غربی

بنام خداوند بخشنده و مهربان

مدت ها پیش تصمیم گرفتم مطلبی در رد نظریه تکامل بنویسم،که به لطف پروردگار این توفیق امروز حاصل شد.
نظریه تکامل در پله اول و بدایت کار مشکل دارد،یعنی از توجیه چگونگی پیدایش حیات،عاجز است…مشاهده بفرمایید:
رد علمی “قصه تکامل”
آقای داروین در قرن ۱۹ زندگی میکرد،در آن زمان باور همه مردم بر این بود ،وقتی یک تکه گوشت را در گوشه ای قرار دهیم،به صورت خود بخودی قسمت هایی از آن گوشت، تبدیل به کرم خواهد شد! ارسطو این حرکت را خلق الساعه نامیده بود.
ایشان هم طبق باور های زمان خودش این طور تصور کرد که میلیارد ها سال پیش به صورت اتفاقی از مواد بی جان مواد جاندار به وجود آمده است.به صورت خلق الساعه …خلاصه اینکه داروین اصل “نازیست زایی” را قبول داشت(یعنی از یک شیء غیر زنده یک موجود زنده درست میشه(
اما چند سال پس از انتشار کتاب داروین،”””””””””اصل نازیست زایی رد شد””””””””””
مثلا” دانشمندی بنام ردی(redi) سه بطری آماده کرد و در هر کدام یک تکه گوشت قرار داد،اولی سر باز بود،دومی سرش مهر و موم شده بود و روی سومی هم یک پارچه توری قرار داد.
مشاهده کرد ،کرم ها تنها در بطری درست میشوند که رو باز است و به این نتیجه رسید که مگس های داخل بطری میروند روی گوشت تخم گزاری میکنند وبعد این تخم ها تبدیل به کرم میشوند،و هیچ خلق خود بخودی انجام نمیگیرد….
http://www.scientus.org/Redi-Galileo.html
آقای پاستور(Pasteur) هم پس از مطالعات زیاد آثار خود را منتشر کرد و اصل نازیست زایی را که شالوده و بنیان نظریه تکامل بود،مردود اعلام کرد.
در سال ۱۸۶۴ در دانشگاه سوربن فرانسه این سخنان رو گفت:
“اصل نازیست زایی به دلیل ضربه مهلکی که این آزمایش ساده بر پیکرش وارد ساخت،هیچگاه توازن و اعتدال خود را باز نخواهد یافت”
Alexander I. Oparin, Origin of Life, Dover Publications, NewYork, 1936, 1953 (reprint), p. 196
در قرن نوزدهم نظریه تکامل هیچ اعتباری نداشت!
چون از توضیحِ چگونگی بوجود آمدن حیات عاجز بود.
ماجرای تکامل وارد قرن بیستم شد،تکامل گرایان مدام در تلاش بودند تا اصل حیات را توجیه کنند.
در دهه ۱۹۳۰ یک زیست شناس بسیار قدرتمند اهل شوروی بنام “الکساندر اپارین.”Alexander Oparin بسیار تلاش کرد تا این موضوع را توجیه کند…
او بسیار تلاش کرد تنها یک سلول زنده را در محیط آزمایشگاه از مواد بیجان بسازد…
ولی موفق نبود،بعد از سالها تلاش و ناکامی این جمله را گفت:
“با این حال متاسفانه می توان گفت که مساله خواستگاه سلول،مبهم ترین نکته در تمام مطالعات مربوط به تکامل سازواره هاست.”
“New Evidence on Evolution of Early Atmosphere and Life”, Bulletin of the American Meteorological Society, vol 63, November 1982, 1328-1330
باز تلاش تکامل گرایان ادامه داشت،به امید اینکه این ضعف خود را بپوشانند….
سال ۱۹۵۳ یک شیمیدان آمریکایی بنام” استانلی میلر. Stanley Mille” معروف ترین آزمایش در این زمینه را انجام داد،
تمام تکامل گرایان دنیا العان هم به آن افتخار میکنند،ببینیم آزمایش آقای میلر چه بود:
او فرض کرد در جو اولیه زمین آمونیاک(NH3)،هیدروژن(H2)،متان(CH4) و بخار آب(H2O) وجود داشته است
این مواد را در کنار یکدیگر جمع کرد و یک هفته آنان را جوشاند،اما او میدانست که صد سال هم کنار باشند چیزی بنام موجود زنده بوجود نمی آید،در ادامه حدس زد حتما” در آن زمان یک انرژی به جو اولیه زمین تزریق شده است،مثلا” رعد و برق…
به همین خاطر یک جریان برق(مشابه رعد و برق) به محفظه وارد کرد و در ادامه مشاهده کرد یک اسید آمینه(زنده) تولید شد.
ادامه:
به نظر شما آزمایش او علمی است؟
آیا اشکالاتی به آن وارد شده است؟
۱) چرا میلر بر روی این گازها اینقدر تکیّه کرده بود؟
جوابش خیلی ساده است،زیرا بدون وجود آمونیاک سنتز یک اسید آمینه غیر ممکن است
در جو اولیه زمین،نیتروژن و دی اکسید کربن وجود داشت،ولی آنها را در نظر نگرفت.
Kevin McKean,No.189, p.7.
۲)آقای میلر در آزمایش خود از اکسیژن استفاده نکرده بود،در حالی که طبق بررسی سنگهای ۳٫۵ میلیارد سال پیش آثار اکسید شده آهن و اورانیوم پیدا شد،پس اگر اسید آمینه ای هم در اول حیات تشکیل میشد،اکسیژن بلافاصله آن را تجزیه میکرد.
http://creation.com/origin-of-life-critique
۳) بعد از آزمایش ، آقای میلر توسّط مکانیزمی بنام «تله سرد» آمینو اسیدها را بلافاصله بعد از اینکه بوجود آمدند از محیط جدا کرد.اگر آن اسید آمینه ها را طبق شرایط طبیعی به حال خود رها میکرد،بلافاصله نابود میشدند.
بعد از سالها آقای میلر خود اعتراف کرد،که متوسط جوی که او فراهم کرده بود،غیر واقع بینانه بوده است.
Leslie E. Orgel, “The Origin of Life on Earth”, Scientific American, vol. 271, October 1994, p. 78.
۴)و…(اشکالات دیگری هم دارد ولی به همین سه مورد بسنده شد)
از آزمایش میلر نمیتوان اثبات کرد که حیات در شرایط اوّلیه دنیابرحسب تصادف بوجود آمده است زیرا این آزمایش،جهت سنتز اسید آمینه بطور کاملا” آگاهانه آگاه و کنترل شده انجام گرفته است!!!
جنس گازهای کاربردی و نسبت مخلوط آنها برای اینکه اسید آمینه بوجود بیاید بصورت ایده آل ترین اندازه ممکن تعیین شده است.مقدار انرژی که به محیط داده میشود نه زیاد است و نه کم !!! درست بهمان شکلی است که این مواد باید باهم واکنش داشته باشند تنظیم گردیده است.
دستگاه آزمایش طوری طرّاحی گردیده است که از تمام موادّ تخریب کننده و ضرر دهنده تخلیه شده است.
آنچه که در اتمسفر دنیای اوّلیه وجود داشته و سیر واکنشهای شیمیایی را تغییر داده است در این دستگاه آزمایش وجود ندارد.
اکسیژن فقط یکی از این عناصر هست که با اکسیداسیون مانع ادامه حیات اسید آمینه ها خواهد بود ولی آن را در نظر نگرفت!!!
در پایان علی رغم تمام شرایط ایده آلی که عمدا” !!!! فراهم کرده بود اگر مکانیزم تله سرد نبود اسید آمینه ها بدون اینکه تجزیه شوند بهمان شکل نمیتوانستند باقی بمانند.
با وجود غلط بودن،باز هم تکامل گرایان روی این نکته بسیار تاکیید دارند و مدام از آن حرف میزنند
زیرا دست آویز دیگری ندارند…
http://www.harunyahya.com/…/evoluti…/evolution_deceit_13.php
پس از ناکامی از اثبات اصل حیات در قرن ۱۹ و قرن ۲۰ در سالهای اخیر هم(یعنی قرن ۲۱) اعلام کردند که حیات مصنوعی در آزمایشگاه به پیشرفت هایی رسید و …!
لینک مقاله علمی این گروه تحقیقاتی این است:
http://www.economist.com/node/16163006
رسانه های ضد دین شروع کردند به جنجال رسانه ای،که خلقت خداوند رد شد! و ….
اما اگر آزمایش و تحقیق این دانشمندان را مطالعه کنید مشاهده میکنید که این دانشمندان صرفاً توانسته اند ژنی را دستکاری و توسّط یک باکتری آن را تکثیر نمایند.
یعنی آن ها ابتدا قطعه ی کوچکی از یک ژن را از موادّ شیمیایی خاصّی درست نموده آنگاه آن قطعه ژن را در هسته ی یک باکتری زنده قرار می دهند و هسته ی باکتری ، آن قطعه ژن را به عنوان جزئی از ژنهای خود قبول کرده مثل ژنهای خودش آن قطعه را هم تکثیر می کند و به این طریق باکتریهایی با کارکردهای ویژه مثل جذب دی اکسید کربن یا دیگر موادّ سمّی پدید می آیند.
لذا این کار دانشمندان را به هیچ وجه نمی توان ساخت یک سلول نامید.!!!!!!
به این لینک نگاه کنید:
http://www.bbc.co.uk/…/print…/۰۸۰۱۲۴_si-synthetic-life.shtml
دکتر همیلتون اسمیت که در تحقیقات اخیر شرکت داشته، تاکید دارد که ژنوم ساخته شده دراین فرآیند – که نسخه دی ان‌ای DNAباکتری Mycoplasma genitalium))است – گامی به سوی پدید آوردن حیات ترکیبی است و نه حیات مصنوعی. وی گفت: باید بین « حیات ترکیبی » و « حیات مصنوعی » تفاوت قایل شد ؛ زیرا در ایجاد حیات ترکیبی، دانشمندان به طراحی کروموزوم‌های سلول به شکل مورد نظر خود مبادرت می‌ورزند که با « خلقت حیات » تفاوت دارد.
می بینیم که یکی از دانشمندان این پروژه اعلام کرده است،فعالیت ما ربطی به خلقت و حیات ندارد.
اما بسیار دیده ام تکامل گرایان در جریان بحث و مناظره به این آزمایش استناد میکنند.ولی به قول یکی از شاعران بیهوده بر عبث می پایند…
اگر موادّ شیمیایی ساده به طور طبیعی توان تبدیل به ژن را داشته باشند پس باید در طبیعت غیر زنده ، مولکولهای ژنی وجود داشته باشند ؛ در حالی که تا کنون ژن آزاد در طبیعت یافت نشده است.
اینکه در آزمایشگاه ، یک قطعه ی بسیار کوچک ژنی از موادّ عالی ساخته شود دلیل بر آن نیست که چنین امری در طبیعت نیز شدنی است چرا که در آزمایشگاه ، عامل انسانی و دستگاههای ساخت دست بشر دخالت دارند و در شرائطی این کار را انجام می دهند که مشابه آن شرائط بعید است در طبیعت تحقّق یابد.
با مطالعه مطالب بالا مشاهده کردید که بشر از توجیه چگونگی پیدایش حیات ناتوان است!
اگر این جمله را نزد یک داروین گرا مطرح کنیم بلافاصله به آزمایش میلر یا DNA مذکور اشاره میکند،در حالی که حقیقت موضوع را دریافتیم.
جمله احتمالی دیگری که ممکن است تکامل گرایان مطرح کنند این است:
خوب علم بشر هنوز به آن نرسیده است،روزی به آن خواهیم رسید.
در پاسخ به این اشخاص:
اولا” هنوز علم بشر از توجیه اصل حیات ناتوان است،همان اندازه که احتمال دارد روزی بشر آن را کشف کند،این احتمال هم وجود دارد که بشر هیچگاه نمیتواند این موضوع را درک کند.
و استدلال شما کاملا” ضعیف و سست بنیاد است.
دوما” فرض میکنیم که روزی بشر بتواند سلول کامل را در شرایط آزمایشگاهی بسازد و یا حتّی شرایطی خاصّ فراهم نماید که موادّ شیمیایی در آن شرائط ، تبدیل به سلول زنده شوند
، باز هم نمی توان ادّعا کرد که بشر موفّق به خلق حیات یا خلق سلول زنده شده است ؛ کما اینکه نمی توان از این کشف فرضی! نتیجه گرفت که پس موجودات زنده خود به خود پدید آمده اند.
موادّ شیمیایی صرفاً “علّت مادّی” سلول یا حیات هستند. انسان یا هر عامل مادّی دیگر هم که در پدید آمدن سلول زنده مؤثّرند صرفاً جزئی از علّت مادّی یا به تعبیر دقیقتر ، متمم علّت مادّی هستند که آنها را علل مُعِدّ یا علل زمینه ساز می گویند.
امّا این مقدار برای وجود یافتن یک موجود زنده یا هر موجود دیگر کافی نیست ؛ بلکه نیاز به علّت فاعلی نیز وجود دارد و علّت فاعلی آن علّتی است که وجود می دهد.
به عنوان مثال و جهت تقریب ذهن،برای نوشتن یک نامه صرفا” وجود خودکار و کاغذ به عنوان علل مادی کافی نیست
بلکه باید نویسنده ای هم وجود داشته باشد(علت مُعِد)،صرفا” وجود یک نویسنده هم کافی نیست! بلکه باید نویسنده سواد و علم هم داشته باشد و از همه مهمتر اراده کند به انجام این کار(به عنوان علت فاعلی)
به عنوان مثال یک شیمی دان اتمهای اکسیژن و هیدروژن را در ظرفی مخلوط میکند و با ایجاد جرقّه ای موجب ترکیب آنها می شود و به این صورت مولکولهای آب پدیدار می شوند. در این روند ، اتمهای اکسیژن و هیدروژن علّت مادّی هستند ؛ انسان هم صرفاً علّت زمینه ساز(معُدِ) است. جرقّه ای الکتریکی نیز علّت زمینه ساز دیگر است. و صورت آب که غیر از صورت اکسیژن و هیدروژن است “””علّت صوری””” است. امّا کیست که این صورت را به اتمهای اکسیژن و هیدروژن می دهد؟
خود این دو نوع اتم که فاقد صورت آب بودند! ؛ پس این صورت که “وجود سومی بوده” غیر از صورت اکسیژن و هیدروژن است از کجا پدیدار شد؟
در این جاست که به عظمت خلقت الله متعال پی میبریم و از ژرفای وجود ندا سر میدهیم:
«وَ إِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ ـــ و هیچ چیزی نیست مگر اینکه خزائن (حقایق) آن نزد ماست و ما آن را نازل نمی کنیم مگر به اندازه ی معلوم و معیّن»(حجر:۲۱)
در پایان میخواهم بگویم: هرگاه با تکامل گرایان بحث کردید این سوال را بپرسید،که حیات چگونه بوجود آمده است؟
چگونه به صورت اتفاقی شیمی تبدیل به زیست شد؟
اگر از برهان های بالا استفاده کرد،شما هم طبق توضیحاتی که نوشتم آنها را رد کنید.اگر بحث را به جهش و انتخاب طبیعی و مسایل دیگر کشاند،اجازه ندهید از بحث خارج شود و بگویید اول پیدایش حیات را برای ما شرح بده….

و من الله التوفیق
مراد یوسفی

ديدگاه ها غير فعال شده اند